زمان و مکان هیئت قمر بنی هاشم مرند

روز های پنجشنبه , وفات و اعیاد
حسینیه قمر بنی هاشم(ع) - خیابان شهدا
با حضور مداحان و قاریان هیئت
مشخصات مطلب شماره ی 2086 ارسالی توسط مدیر سایت
متن شعر پندیات عارفانه از مرحوم انور اردبیلی
متن شعر پندیات عارفانه از مرحوم انور اردبیلی

تضمین غزلی از حافظ

رایت مستی زده خم ها خماران را چه شد
مجلس شورافکن و شیرین کاران را چه شد
صاحبان عیش کو، معنی سواران را چه شد
«یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد»


میکده خالی ست، ساقی ها به حال انتظار
خوان یغما را به عشرت برده دست روزگار
طبل بی شرمی مطنطن، حبل عفت تار و مار
«شهر یاران بود و جای مهربانان این دیار
مهربانی کی سرآمد، شهریاران را چه شد»


رادمردان را قراری داشت حق دوستی
همچو سکه اعتباری داشت حق دوستی
آبرو و افتخاری داشت حق دوستی
«کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد، یاران را چه شد»


پیرو ادبار گشته صاحب اقبال ها
جام دل ها پرشده از عشق کسب مال ها
می نماید عشوه بر خروارها مثقال ها
«لعلی از کان مروت برنیامد سال ها
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد»


گم نگردیده نگردد رهروی از راه راست
هر زیانی می رسد از شر نفس ما به ماست
کاهلی در کارهای خیر دارد بازخواست
«صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد»


روز روشنگر به چشم اهل دل لیل الدجاست
خون چکد از دیده ی ابر بهاری گر، بجاست
آن دری که قفل کرده شحنه ها باب رجاست
«آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
گل بگشت از رنگ خود باد بهاران را چه شد»


شیخ در خسران معنا دفتر سودش بسوخت
واژگون اجلال گشته تخت مسعودش بسوخت
در شرار خودسری هم تار و هم پودش بسوخت
«زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد»


مرده قومی که چو صورت ها به ظاهر زنده اند
بی تفاوت از گذشته بی خبر زآینده اند
آری آری بندگان زر همیشه بنده اند
«گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد»


"انورا" هردم صدای مرگ می آید به گوش
در ره سلم و رضا بهر رضای حق بکوش
نیم جو ارزش ندارد سجده ی بی جنب و جوش
«حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش
از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد»