زمان و مکان هیئت قمر بنی هاشم مرند

روز های پنجشنبه , وفات و اعیاد
حسینیه قمر بنی هاشم(ع) - خیابان شهدا
با حضور مداحان و قاریان هیئت
مشخصات مطلب شماره ی 2031 ارسالی توسط مدیر سایت
متن شعر زنده کردن استخوان ها توسط عیسی مسیح از مولوی
متن شعر زنده کردن استخوان ها توسط عیسی مسیح از مولوی

گشت با عیسی یکی ابله رفیق
استخوانها دید در حفرهٔ عمیق

گفت ای همراه آن نام سَنیّ
که بدان مرده تو زنده می‌کنی

مر مرا آموز تا احسان کنم
استخوانها را بدان با جان کنم

گفت خامش کن که آن کار تو نیست
لایق انفاس و گفتار تو نیست

کان نفس خواهد ز باران پاک‌تر
وز فرشته در روش دراک‌تر

عمرها بایست تا دم پاک شد
تا امین مخزن افلاک شد

خود گرفتی این عصا در دست راست
دست را دستان موسی از کجاست

گفت اگر من نیستم اسرارخوان
هم تو بر خوان نام را بر استخوان

گفت عیسی یا رب این اسرار چیست
میل این ابله درین بیگار چیست

چون غم خود نیست این بیمار را
چون غم جان نیست این مردار را

مردهٔ خود را رها کردست او
مردهٔ بیگانه را جوید رفو

گفت حق ادبار اگر ادبار جوست
خار روییده جزای کشت اوست

آنک تخم خار کارد در جهان
هان و هان او را مجو در گلستان

گر گلی گیرد به کف خاری شود
ور سوی یاری رود ماری شود

کیمیای زهر و مارست آن شقی
بر خلاف کیمیای متقی

 

معانی لغات در شعر بالا :


سَنیّ: رفیع و بلند.
درّاک: نیک دریابنده
رُفو: درست کردن و اصلاح دادن جامه
ادبار: سیه روزی - تیره بختی
شقی: بدبخت